تبليغاتX
آهنگ زندگی خوشبختی

عزت‌الله انتظامي‌
روح خستگي‌ناپذير هنرمند
الان كه فيلم «ميناي شهر خاموش» از آقاي انتظامي روي پرده است، از خودمان مي‌پرسيم كه يك هنرمند واقعي چگونه مي‌تواند پس از چهل سال مقام و اعتبار به‌دست آورده را حفظ كند و اينك بر قله‌اي بنشيند كه بسياري آرزوي آن را دارند. عزت‌الله انتظامي با فيلم «گاو» وارد سينما شد و همه مي‌دانند كه اين ورود بسيار دير بود براي يك بازيگر. اما عملكرد آقاي بازيگر طي اين چهل‌سال آن‌قدر سنجيده و با وسواس بوده كه كسي نمي‌تواند به خاطر بازي در فيلمي ضعيف يا حضوري ناموفق از او ايرادي بگيرد.

 درباره انتظامي سخن تازه‌اي نمي‌شود گفت جز تحسين، اما ما در اين مقال درصدد ارزيابي عملكرد او از زاويه‌هاي گوناگون هستيم تا شايد به اين راز آگاه شويم كه چگونه يك بازيگر مي‌تواند طي چهل سال اعتبار خود را حفظ كند.

تئاتر روشنفكري‌

انتظامي محصول نمايش روشنفكري ايران است. او و بسياري از همنسلانش در سينما در دهه سي و چهل در تئاتر فعال بودند و جزو چهره‌هاي خوشنامي بودند كه سعي داشتند ديدگاه عمومي را درباره تئاتر از مفهوم لاله‌زاري آن تغيير دهند. انتظامي در آن سال‌ها هم بازيگر بود و هم كارگردان. يكي از دلايل موفقيت انتظامي در سينماي سال‌هاي بعد، به شناختي برمي‌گردد كه او از مفهوم درام و نمايش در دوران فعاليت تئاتري‌اش كسب كرده بود. كار با بهترين نمايشنامه‌نويسان ايراني و بازي در نقش شخصيت‌هاي خلق شده توسط مهم‌ترين درام‌نويسان جهان، به او شناختي داد كه تا سال‌ها او را از حضور در فيلم‌هاي ضعيف بيمه كرد. تقريبا تمام كساني كه با انتظامي در سينما كار كرده‌اند مي‌دانند كه او پس از مطالعه متن نمايشي، تا نقش و شخصيت را كاملا دريافت نكرده و با آن ارتباط قلبي برقرار نكند، كار را نمي‌پذيرد و پس از پذيرفتن نيز در تلاشي طاقت‌فرسا نقش را با ويژگي‌هاي فردي‌اش سازگار مي‌كند. اين وسواس و شعور بالا به دوران جواني انتظامي برمي‌گردد؛ به سال‌هاي پيش از چهل سالگي او كه در مكتب بزرگان تئاتر روشنفكري ايران درس‌هاي زيادي آموخت.

اولين گام‌

براي عده‌اي از بازيگران سينما، گام اول بازيگري فوق‌العاده تعيين‌كننده و حياتي است. انتظامي و تعدادي از دوستان تئاتري‌اش جزو كساني بودند كه آن زمان عملكرد سينمايي‌ها را زير سوال مي‌بردند و خود را از ابتذال حاكم بر سينما دور نگه مي‌داشتند. او ابتدا در نمايش تلويزيوني «گاو» يا «عزاداران بيل» به كارگرداني جعفر والي بازي كرد و سپس به دعوت داريوش مهرجويي در نسخه سينمايي اين فيلم نيز بازي كرد. فيلم موفق «گاو» در آن زمان بر‌خلاف جريان حاكم بر سينماي ايران، نگاه بسياري از روشنفكران را به سينما تغيير داد. اهميت اين فيلم به حدي بود كه مرحوم جلال آل‌احمد در اظهارنظري آن راستود و اتفاقا از عزت‌الله انتظامي ياد كرد كه شخصيت «مش‌حسن» را شيرين ايفا كرد. پس از او مرحوم علي شريعتي در بحث پيرامون از خود بيگانگي انسان، از فيلم «گاو» مثال آورد كه اين مفهوم فلسفي را خوب منتقل مي‌كند و مهم‌تر از همه ديدگاه رهبر انقلاب بود كه اين فيلم را پسنديد.
انتظامي كه به نسبت جعفر والي (همان بازيگر «پاداش سكوت») كارگرداني كمتري در تئاتر كرده بود و به نسبت علي نصيريان نمايشنامه‌نويس كم‌كارتري بود، تمام فعاليت‌هاي خود را روي بازيگري معطوف كرده بود و همين عشق و علاقه به حرفه‌اش باعث شد تا در مهم‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران، نقش اصلي را به دست آورده و همه را به تحسين وادارد. در آن زمان بدبيني تئاتري‌ها نسبت به سينما تا آن اندازه بود كه امكان داشت بازيگري كه از تئاتر به سينما وارد مي‌شود، توسط همكاران تئاتري‌اش طرد گردد. دليل اين ماجرا هم كاملا روشن است؛ از بس وضعيت سينماي ايران در آن دوران بد بود كه هر بازيگر تئاتري كه در فيلمي وارد مي‌شد، مجبور بود نقش‌هاي حاشيه‌اي و بسيار پيش پاافتاده را ايفا كند كه ايفاي آن از عهده هر كسي برمي‌آمد. ستارگان سينما اغلب كساني بودند كه به دليل چهره خوب‌شان مشهور مي‌شدند و خلاصه اين كه هنر بازيگري اصلا در آن زمان ملاك نبود. اما انتظامي با بازي در «گاو» اين سنت را شكست و پس از او تئاتري‌هاي ديگري مثل مرحوم پرويز فني‌زاده يا مرحوم اكبر مشكين و جمشيد مشايخي با اعتماد به نفس بيشتري كار سينما را ادامه دادند. همچنين به همراه انتظامي تعدادي از تئاتري‌ها به سينما وارد شدند كه هنوز هم نام‌شان به عنوان مفاخر اين سينما ورد زبان‌هاست.

داريوش مهرجويي‌

نام بازيگران بزرگ سينما را در ذهن‌تان مرور كنيد. تقريبا مي‌توان گفت همه آنها مديون يك كارگردان هستند. مديون بودن البته شايد دو طرفه باشد. يعني همان‌قدر كه كارگردان زمينه‌اي را براي بروز شكوفايي خلاقيت بازيگر فراهم مي‌آورد، به همان اندازه بازيگر هم با بازي خوبش به بهتر شدن فيلم كمك مي‌كند. مثلا مارچلو ماستروياني را همواره با فيلم‌هاي فدريكو فليني به ياد مي‌آوريم، مارلون براندو در فيلم‌هاي اليا كازان، اينگريد تولين در فيلم‌هاي اينگمار برگمن، جان وين در فيلم‌هاي جان فورد، توشيرو ميفونه با فيلم‌هاي اكيرا كوروساوا، آلن دلون با فيلم‌هاي ژان‌پير ملويل و... داريوش مهرجويي كه اعتبار و محبوبيت خود را در طول بيش از چهل سال فعاليتش داشته، استاد بازي گرفتن از بازيگران است. بسياري از بهترين بازيگران تاريخ سينماي ايران بهترين بازي‌هايشان را در فيلم‌هاي او ارائه داده‌اند و يكي از آنها قطعا عزت‌الله انتظامي است؛ گاو، آقاي هالو، پستچي، دايره مينا، شيرك، مدرسه‌اي كه مي‌رفتيم، اجاره‌نشين‌ها، هامون و بانو فيلم‌هايي هستند كه انتظامي براي مهرجويي بازي كرده، در برخي از آنها مثل «گاو» و «اجاره‌نشين‌ها» نقش اصلي را به عهده داشته و در برخي ديگر مثل « دايره مينا» و «هامون» مكمل بوده، در «آقاي هالو» دو نقش ايفا كرده و در «بانو» با گريمي بسيار متفاوت جلوي دوربين رفته است. اين‌ها همه نشان از همكاري صميمانه و خلاق داشته. در كنار مهرجويي البته بايد نام كارگردانان مهم ديگري را نيز ذكر كرد، افرادي مثل مرحوم علي حاتمي (با فيلم‌هاي شاخص «حاجي واشنگتن»، «كمال‌الملك» و سريال «هزاردستان»)، ناصر تقوايي (صادق كرده)، هژير داريوش (بي‌تا)، محسن مخملباف (ناصرالدين شاه آكتور سينما)، رخشان بني‌اعتماد (روسري آبي)، بهروز افخمي (گاوخوني)، مسعود جعفري‌جوزاني («شير سنگي» و «در مسير تندباد»)، محمد بزرگ‌نيا (توفان)، بهمن فرمان‌آرا (خانه‌اي روي آب)، فريدون جيراني (ستاره‌ها)، مسعود كيميايي (حكم)، محمدرضا اصلاني (آتش سبز) و... همه اين كارگردانان طي همكاري با انتظامي تجربه‌اي استثنايي را از سر گذرانده‌اند و از سوي ديگر همكاري انتظامي با اين فيلمسازان سرشناس به شناخت او از كارش كمك زيادي كرده.

حواشي‌

دور بودن انتظامي از حاشيه‌هاي دائمي ستارگان سينما، اگر چه او را حتي در جواني به چهره‌اي نخبه‌پسند تبديل كرد اما يكي از ويژگي‌هاي شخصيتي او كه در سينماي ايران ماندگارش كرد، اخلاق‌گرايي‌اش بود. او با شناختي كه از وضعيت سينماي ايران در سال‌هاي پيش از انقلاب داشت، در فيلم‌هاي گزيده‌اي بازي مي‌كرد كه امكان بروز خلاقيت برايش داشتند. فيلم‌هاي اندكي كه در آن سال‌ها بازي كرد نشان از اين دارد كه هيچ گاه خود را وسيله‌اي نكرد و در اختيار فيلمسازان قرار نگرفت تا صرفا به قصد شهرت و درآمد در سينما كار كند. حواشي انتظامي فقط به نحوه نقش‌آفريني او و روابطش با كارگردان‌ها مربوط مي‌شود. اين كه مثلا در تمام بازي‌اش در فيلم «بي‌تا» هيچ ديالوگي ندارد و يا اين كه در اوج بيماري‌اش در «هامون» بازي كرد و براي «حاجي واشنگتن» سختي‌هاي زيادي را متحمل شد. كمتر پيش آمده كه او را در محفلي حاشيه‌ساز ديده باشيم و كل فعاليت‌هاي غير سينمايي اين هنرمند معطوف امور خيريه است و شركت در مراسم مختلف. بديهي است كه دوري انتظامي از حاشيه‌ها يكي از عوامل ماندگاري او به حساب مي‌آيد. مي‌توانيد با مقايسه‌اي ساده متوجه شويد كه چه تعداد بازيگر بااستعداد سينماي ايران قرباني حاشيه‌هاي متعدد شدند و خيلي زود از خاطره‌ها رفتند.

ويژگي‌هاي شخصيتي‌

اين مورد درباره هر بازيگري فرق دارد. خلق و خو و خصوصيات فردي يك بازيگر نقش تعيين‌كننده‌اي در عملكرد او دارد. انتظامي با نخستين فيلمي كه بازي كرد، جايزه بهترين بازيگر جشنواره شيكاگو را براي سينماي ايران به ارمغان آورد اما از زمان دريافت اين جايزه تا آخرين جايزه‌اش كه به خاطر همين فيلم روي پرده «ميناي شهر خاموش» گرفت رويه‌اش تغيير نكرد و اسير غرور نشد. او گاهي با كارگردان‌هاي مشهور و سرشناس همكاري كرد و گاهي در فيلم‌هاي اوليه فيلمسازان جوان بازي كرد. اين منش قابل تحسين نشانگر اين است كه براي انتظامي در درجه اول متن و فيلمنامه خوب و سپس كارگردان اهميت دارد نه چيز ديگر. بخش عمده «ميناي شهر خاموش» در گرم‌ترين زمان سال در بم كه يكي از گرم‌ترين شهرهاي ايران است و در شرايط بي‌امكاناتي پس از زلزله ساخته شد. اما انتظامي در اين سن و سال بدون رعايت مصلحت‌انديشي پايمردي كرد و در اين فيلم تحسين شده در جشنواره فجر بازي درخشاني از خود بر جا گذاشت. او جزو معدود بازيگراني است كه در ايران مي‌توان نام «بازيگر مولف» را درباره‌اش به كار برد. تماشاي فيلم «ميناي شهر خاموش» ثابت مي‌كند كه يك بازيگر چگونه مي‌تواند با انرژي تمام‌نشدني‌اش همچنان بدرخشد و نقشي را تاثيرگذار از آب درآورد.

امان جليليان‌


نوشته شده توسط شهناز در ساعت 2:33 | لینک  | 

در آيين اختتاميه بخش تجلي جشنواره فيلم فجر،
از عزت‌الله انتظامي تقدير مي‌شود
در آئين اختتاميه بخش تجلي اراده ملي بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر از عزت‌الله انتظامي بازيگر برجسته سينماي ايران تقدير مي‌شود.

به گزارش مهر، ‌روابط عمومي جشنواره فيلم فجر اعلام کرد اين آئين ساعت 19 فردا شنبه 26 بهمن‌ماه در سينما فرهنگ تهران برگزار مي‌شود و در آن بيست سازمان و نهاد به برگزيدگان خود جايزه مي‌دهند.

انتظامي متولد 1303 تهران، فارغ‌التحصيل از مدرسه تئاتر و سينماي هانوفر آلمان، دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و دکتراي افتخاري از وزارت ارشاد است. وي فعاليت هنري را با پيش‌پرده‌خواني آغاز کرد و بازي در "واريته بهاري" به کارگرداني پرويز خطيبي نخستين تجربه سينمايي اوست.

انتظامي ملقب به آقاي بازيگر سينماي ايران بارها برنده جوايز جشنواره‌هاي داخلي و خارجي شده و در سال‌هاي 1367 براي بازي در "گراند سينما"، 1372 با "روز فرشته"، 1380 با "خانه‌اي روي آب" و 1382 با "گاوخوني" سيمرغ بلورين بهترين بازيگر جشنواره فيلم فجر را برده است.

آئين اختتاميه تجلي اراده ملي بيست و هفتمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر ساعت 19 روز شنبه 26 بهمن‌ماه در سينما فرهنگ تهران آغاز مي‌شود.

نوشته شده توسط شهناز در ساعت 2:30 | لینک  | 

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . رابيندرانات تاگور


رابيندرانات تاگور







گاهی اوقات مرگ بازی غایم موشک دارد. به این طریق که ناگهان از گوشه ای به در آمده گریبان شخصی را که هیچ به مرگ فکر نمی کرد می گیرد و او را با خود می برد. این است یکی از تفریحات او !!! . موريس مترلينگ


عکس موريس مترلينگ







زيبايي ناپايدار و فضيلت جاودانه است . گوته


عکس گوته







كسي كه حق اظهار نظر و بيان فكر خود را نداشته باشد، موجودي زنده محسوب نمي شود. مونتسكيو


عکس مونتسكيو







دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد . ارد بزرگ


عکس ارد بزرگ







اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست . بودا


بودا







از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد . فردریش نیچه


عکس فردریش نیچه







وقایع خوش زندگي مثل درختان سبز و خرمي است که وقتيکه از دور نظاره شان می کنيم خيلي زيبا به نظر می رسند ولي به مجرد آنکه نزديکشان شده و در داخلشان می رويم زيبائيشان هم از بين می رود ، شما در اين موقع نمی توانيد بفهميد زيبائیش به کجا رفته ، آنچه می بينيد چند درخت خواهد بود و بس. شوپنهاور


عکس شوپنهاور







ازدواج چیزی جز یک دوستی که به تصویب پلیس رسیده است نیست . سارا برنار


سارا برنار





http://www.iran-goftogoo.com/forums/index.php?showtopic=15459]


نوشته شده توسط شهناز در ساعت 3:56 | لینک  | 

شما نميتوانيد فردي را مجبور كنيد تا شما را دوست داشته باشد و هيچ كس توانايي خوشبخت ساختن صد در صد شما را ندارد.

2- هر چه ميخواهيد تلاش كنيد، شما هيچگاه قادر نخواهيد بود شريك خود را تغيير دهيد، هر چند اگر شما خود را تغيير دهيد، ممكن است شريك شما نيز تغيير كند.

3- اشخاص با اشخاص ازدواج نميكنند، بلكه آنها با توهمات و خيالپردازيهاي خودشان ازدواج ميكنند.

4- يك ازدواج حقيقي درست از نقطه اي آغاز ميگردد كه توهمات پايان مي يابند. چالش يك ازدواج آن است كه كشف كنيم با چه كسي ازدواج كرده ايم.

5- عشق تنها يكي از عللي است كه ما شريك خود را بر ميگزينيم. (برخي اوقات مهمترين فاكتور نميباشد)

6- به احتمال زياد، خصلتها و صفات موجود در شريكتان كه ديوانه وار خشم شما را برمي انگيزند، همان صفاتي هستند كه در ابتدا شما را مجذوب شريكتان كرده بوده اند.

7-اين غير ممكن است كه شما بدون تجربه كردن دوران درد و تنهايي يك رابطه را پشت سر بگذاريد.

8-بزرگترين هديه اي كه ميتوانيد به فرزندانتان اعطا كنيد يك ازدواج محبت آميز ميباشد.

9-موفقيت زماني در يك ازدواج حاصل ميگردد كه هر كدام از ما به اين واقعيت پي ببريم كه نيازهاي شريكمان حداقل به اهميت نيازهاي خودمان ميباشد.

10- ازدواج بهترين فرصت براي رشد و بالندگي، غلبه بر حس خودخواهي و آموزش عشق ورزي ميباشد.


نوشته شده توسط شهناز در ساعت 1:17 | لینک  | 

حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند كه چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت . كك, فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستندGo to fullsize image

ككها حيوانات كوچك جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند

اگر يك كك را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . كك مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با كمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد . اين كار مدتي تكرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم كك دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده درست است كه محدوديت فيزيكي رفع شده است ولي كك فكر مي كند اين محدوديت همچنان ادامه دارد

فيلها را مي توان با محدوديت ذهني كنترل كرد . پاي فيلهاي سيرك را در مواقعي كه نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي كوتاه به نظر مي آيد كه بايد بر عكس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بكشند ولي اين كار را نمي كنند علت اين است كه آنها  در بچگي طنابهاي بلند را كشيده اند و سعي كرده اند خود را خلاص كنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين كار كشيده اند

از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند

دكترادن رايل يك فيلم آموزشي در مورد محدوديتهاي تحميلي تهيه كرده است . نام اين فيلم  مي توانيد بر خود غلبه كنيد است در اين فيلم يك نوع دلفين در تانك بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي كه غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانك ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين كه گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانك قرار مي گيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي كشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانك به حركت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي كه دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي كشد . ما دلفين نيستيم فيل و كك هم نيستيم ولي مي توانيم از اين آزمايشات درس بگيريم زيرا ما هم محدوديت هايي را مي پذيريم كه واقعي نيستند به ما مي گويند يا ما به خود مي گوييم نمي توان فلان كار را و بهمان كار را انجام داد و اين براي ما يك واقعيت مي شود محدوديت ذهني به محدوديتي واقعي تبديل مي شود و به همان مستحكمي . چه مقدار از آنچه ما واقعيت مي پنداريم واقعيت نيست بلكه پذيرش ماست


http://oghab400.blogfa.com/cat-22.aspx
نوشته شده توسط شهناز در ساعت 1:15 | لینک  |